مرتضى راوندى
302
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
استفادهء مادى و معنوى برگيرد . بدينترتيب ، تعداد ايرانيانى كه در چين اقامت يافته بودند . بسيار زياد بود ، بطورى كه در بعضى نقاط ، ايرانيان دست به ساختن شهرهايى تازه براى خود زدند . و به تعبير امروزى ، كلنيهاى ايرانى در چين تأسيس گرديد . به دليل وجود تعداد زيادى بزرگان ايرانى در چين ، همچنين به اين دليل كه « خان مغول حكومت را در چين غصب كرده بود ، و به زور سرنيزه بر مردم فرمانروايى مىكرد ، تمام مشاغل عمده و حكومتهاى مهم را بوسطهء بىاعتمادى به مردم چين ، به عمال بيگانه سپرده بود » « 187 » ايرانيان در كارها رخنه كردند و تعداد زيادى از عمال دربارى و حكومتى قوبيلاى قاآن را تشكيل دادند كه معتبرترين آنها شخصيتى مهم به نام سيد اجل بخارى است . كه قبل از سلطنت قوبيلاى ، حاكم يكى از ايالات و در دوران سلطنت و قدرت او پس از محمود بلواج وزارت او را به عهده داشت . سيد اجل 25 سال در مقام وزارت باقى بود ، و به علت كاردانى و بىطمعى ، بر خلاف ديگر وزراى ايرانى ، كه عموما مال و ثروت كلانى گرد آورده بودند ، به مرگ طبيعى درگذشت و هدف تير عناد خان مغول قرار نگرفت . در عهد اين وزير ، پول كاغذى « چاو » در چين معمول شد و تا سيد اجل حيات داشت ، اين پول در سراسر چين در گردش بود . پس از مرگ سيد اجل بخارى ، قوبيلاى فرزندان وى را گرامى و محترم داشت و به ايشان يرليغ و پايزه داد . و يكى از نوادگان او به نام ابو بكر را لقب « بايان فنچان » يعنى عنوان صاحبديوانى بخشيد . پس از مرگ ابو بكر ( امير احمد فناكتى ) يك ايرانى ديگر وزير قوبيلاى گرديد كه « لقب وزير بيدار » گرفت . و در حقيقت ، او بود كه كارهاى مملكتى را اداره مىكرد . مسلما استقرار عنصر ايرانى در رأى دربار چين و امپراتورى مغول نمىتوانست براى چينيها و بخصوص مغولها خوش آيند باشد ؛ به همين جهت ، تحريكات و دستهبنديها بر ضد وزير آغاز گرديد . با اين حال ، وى به قول رشيد الدين « وزارتى به ناموس كرد قريب 25 سال » نكتهاى كه ذكر آن ضرورى ست ، اينكه وزرا و رجال ايرانى در مغول ، مانند قرون پيش ، به تقوى و صحت عمل و حفظ حقوق مردم بىپناه عنايت و توجهى نداشتند . احمد فناكتى يكى از آنها بود كه در دوران قدرت براى تأمين منافع خود و بستگانش از هيچ ظلم و تجاوزى روىگردان نبود ، وى بنا به گفتهء ماركوپولو ، به هريك از 25 فرزند خود شغل مهمى رجوع كرد و با ظلم و تجاوز ، ثروت بيكرانى گرد آورد ، و سرانجام در اثر اين دراز دستيها طعمهء تيغ بيدريغ قاآن گرديد . امير احمد بناكتى هوش و كاردانى سيد اجل را نداشت كه از اندوختن ثروت دورى جويد تا سر خود را بر باد ندهد ، و يا لا اقل امپراتور را در اندوختهء خويش شريك و سهيم سازد . پس از بناكتى زمام امور سياسى به دست رجال و وزراى چينى افتاد و توطئه و كارشكنى عليه ايرانيان آغاز گرديد . « 188 »
--> ( 187 ) . سفرنامهء ماركو پولو ، ص 132 . ( 188 ) . از : « مداخلهء ايرانيان در فعاليتهاى سياسى » تا اينجا ، تلخيص است از : ايران در برخورد با مغول ، پيشين ، ص 64 - 16 ( به تناوب و اختصار ) .